مرضيه محمدزاده
971
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
چنان ظلمى كه به روى شد نديده هيچ مظلومى * نه از كردار ترسايان نه از رفتار نصرانى كجا باشد روا گردد به تير كين هدف چشمش * تنش روى زمين و بر سر نى رأس نورانى معمايى است بس مشكل صفات بىمثال وى * كجا بتوان كه حل كرد اين معّمه را به آسانى مرا تا جان به تن باشد نپيچم سر از اين درگه * كه تا روشن نمايم قلب خود را زين مسلمانى نگيرم دامن اجلال ، بهر منصب و شوكت * بر اين درگه گدايى مىكنم برتر ز سلطانى شها در صنف مدّاحى ز پيرامون درگانت * رها كى مىكنم كف را كرم خوانى ورم رانى روا فرما مرا دائم اگر لايق به درگاهم * قلم دركش عباراتم گرش لايق نمىدانى « 1 »
--> ( 1 ) - ديوان كامل نسيم شمال ؛ ج 2 ، ص 237 .